ایرنا مناطق نفتخیزجنوب اهوازخبر شرکت ملی حفاری دانا آب و فاضلاب اهواز مقام معظم رهبری خبرگزاری فارس
تاریخ انتشار خبر: ۲۲ , مهر, ۱۳۹۷ | ۰۴:۴۹:۲۳
کد مطلب : 11923

شمسایی راه توسعه خوزستان را می داند او امپراطوریست که نمی خندد

شمسایی راه توسعه خوزستان را می داند او امپراطوریست که نمی خندد یکی از مدیرانی که در استان خاص بود […]

13970718000001_Test_PhotoH

شمسایی راه توسعه خوزستان را می داند او امپراطوریست که نمی خندد

یکی از مدیرانی که در استان خاص بود و هست، شمسایی است، مدیری که بر اریکه مقتدر آب و برق خوزستان، تکیه زده، بی بدیل، که نمی دانم شاید سال ها طول بکشد تا بدیلی چون او پا به عرصه بگذارد.
مردی که رسانه ای نبود، هنوز هم نیست، هرگز وامدار رسانه ای نشد، آنچنان قوی کار کرد که نامش برای سال های سال بر آسمان آب و برق خواهد درخشید، بعنوان مدیری که می توانست وزیر شود امام خوزستان را رها نکرد.
شمسایی شاید تنها مدیری در مرتبت بالای آب و برق خوزستان بود که به ضرس قاطع اگر بخواهیم برای او تصویری یابیم، بسیار آزار خواهیم دید. اکثر مطالبی که از او استناد شده با یک تصویر است. این مرد غیر رسانه ی و غیر تبلیغاتی در طول زمان های مدیدی که بر آب و برق خوزستان بود، امپراطوری بی مثالی بود که امروزه که رفتنش صدا کرده اذهان بسیاری را به خود مشغول نمود؛
اما باید حیف گفت برای کسی مانند شمسایی که بدون اغراق از بهترین مدیران بود، خلاق و شجاع، توانا و و قدرتمند در رهبر مدیرانی که کاری بسیار مشکل به عهده داشتند.
شمسایی سرشار از ژن مدیریت است، از سر رو روی او قدرت مدیریتی می بارد، توانش در رهبری بسیاری مدیران با عقاید گوناگون مبرز است و همه این خوبی ها تنها و تنها در سایه شجاعت او پدیدار شد زیرا تا خود نخواست مدیری به او تحمیل نشد.
این توانایی ذاتی شمسایی در انتخاب مدیرانش بود که دسته مدیران او یک امپرطوری را بنا نهاد، که هر کدام آنان امروز به تنهایی خود یک مدیر کامل است.
مدیری به دوراز حاشیه، بدور از سیاسی بازی بسیاری مدیران، بدور از وام دادن به بسیاری نمایندگان و کاست های قدرت، با انتخابی از بهترین مدیران و رشد پلکانی آنان در رقابتی سالم باعث شد که آب و برق خوزستان سرشار از مدیرانی باشد که امروزه می توانند هر کدام در جایگاهی به مراتب بالاتر در سطح وزارت خدمت کنند.
اما محمد رضا شمسایی همچنان در وادی خوزستان ماند، زیرا او فارغ از نام نشان بود، او به زیر ساختی محکم، بنایی قدرتمند که از باد و باران گزند نیابد چشم داشت و امیدوار به درصدی از آن امروزه رسیده باشد.
در این دور واویلای ما، که هر کسی با عقبه ای قدرتمند و سوادی کم، مدعی تاج و تخت است، این سازمان قوی و پاکیزه که شمسایی از جوانی با مدیران جوان راه اندازی کرد، چون مرده ریگ تمدنی بزرگ باید به آنکه او می خواهد متصل شود. حیف است؛ این سازمان متوالی و منظم مانند بسیاری مراکز دیگر به دست کسانی بیفتد که از دانای و دلسوزی بهره ای دارند.
این بنظرم کمترین تقاضایی است که در اذهان بسیاری دلسوزان وجود دارد؛ و به احتمال بسیار محمد رضا شمسایی این مدیری که مطبوعاتی و رسانه ای نبود و نمی خندد نیز اینچنین آرزویی در دل می پرواند.